




پس کی میای؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دلم واست یه ذره شده به خدا دارم میمیرم از دل تنگی.![]()
![]()
میگن وقتی ادما عاشقن هیچکی حرفشونو نمیفهمه جز عشقشون
ولی ببخشیدا فک میکنم تو هم حرفمو نمیفهمی
پس چرا نمی یـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــای؟
حامد یه خبر داغ داغ واست دارم فقط باید بیای تا بهت بگم دلم میخواد وقت شنیدن این خبر قیافتو ببینم
ببینم زرد میشی یا قرمز "ابی یا بنفش
دیرم میشه بهت بگم
ولی خداییش دلم خیلی برات تنگ شده
راستی اون شماره ای که مزاحم بود تو بهش زنگ زدی دوباره داره زنگ میزنه اون ۱۰۸۹ یادت ااومد؟
ولی غصه نخور دادم داداشم حسابشو رسید![]()
هر چی باشه دوست صمیمی گلمه دیگه
راستی داداشم امروز میگه این حامد دوست عجب مخی داره ها............و یه عالمه چرت وپرت دیگه .منم گفتم این حامد کیه اینقد ازش تعریف میکنی بابا؟
بعد بهم گفت اگه بدونی چه مخیه؟منم تو دلم به داداش گلم میخندیدم
نزدیک بود بگم بابا خودم میدونم نمیخواد اینقدر تعریف کنی ازش اگه مخ نبود که منو دوست نداشت؟![]()
راستی امین عمم بود یادته که؟همون سوسوله.رفته واسم موهاشو اتو کشیده .اینقد بهش خندیدم که نگو
میگه من فکر کردم تو خوشت میاد
(تو رو خدا ناراحت نشی شوخی میکنه بابا) بعدشم اون اگه خودشو هم بکشه من باهاش ازدواج نمیکنم.
قسمت میدم از عشقم نگذری
قسمت میدم که از اینجا نری............
یادته چقدر میگفتم این اهنگه رو دوست دارم تو هم خوشت میومد؟
حالا همش همینو گوش میدم
راستی این دفعه که اومدی اول برو حمو م اصلا واسه چی اونجا که هستی نمیری حموم دعوات کنم؟
ولی این دفعه که اومدی برو حموم بعد بیا منو ببین اخه وقتی اونجوری میبینمت ناراحت میشم که چرا به خودت نمیرسی
راستی عروسی خواهرم ۹عیده میدونی داداشم تو رو هم میخواد دعوت کنه؟(اخ جــــــــــــــــــــــــــــون)
مواظب خودت باش گــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلم
به خدا دوست دارم........... من روم نمیشه اینو رودر رو یا پشت تل بهت بگم تنها راهیه که پیدا کردم
تا بقیه ی حرفای دلمو واسه عزیزترینم بزنم
فعلا باي گلم...............دلم خيلي برات تنگیده حامدم...


به اين ميگن عـــــــــــــــــــــــــــــــــــشــــــــــــــــــــــــــــــق....
دوستان با يادگاريهاتون خوشحالم كنين....



در مقابل احساسم
در برابر قلبم
و هیچگاه نگفتم که دوستت دارم
و اما تو چرا...
تو چرا نخواندی از چشمانم ، عشق بی انتهایم را به خود
تو چرا نفهمیدی که بی تو نمی توانم
و بی تو خواهم مرد
و تو رفتی ...
و تو رفتی و نگاهت تا آخرین لحظه به لبهایم بود
که بگویم بمان
اما غرورم ...
آری این غروری که مرا در اسارت خود قرار داده
مرا به سکوت وا داشت تا نتوانم بگویم نرو ...
و امروز تو دیگر نیستی
رفتی
برای همیشه
و حالا فهمیدم در تمام این مدت
این تنها من نبودم که در آتش فراق تو می سوختم
حال میفهمم که تو در این مدت به پای غرورم سوختی
حال میفهمم که اگر چند روز ، فقط چند روز زودتر آمده بودم
اکنون تو را از دست نمی دادم
و هیچ برایم نمانده
و دیوانه وار
برای دلم میخوانم
شکستنی ست ........مواظب باشید........
ميتوني نگاهم نكني،اما نميتوني جلو چشمام روبگيري ![]()
ميتوني بگي دوستت ندارم ، اما نميتوني بگي دوستم نداشته باش ![]()
ميتوني ازپيشم بري ، اما نمي توني بگي دنبالم نيا ![]()
ميتوني عاشقم نباشي ، اما نميتوني بگي عاشقم نباش ![]()
پس من :
نگات ميكنم
،
دوست دارم
،
تاابد دنبالت ميام
،
وتا ابد عاشقت ميمونم![]()

دوست دارم گلم ....دلم خیلی برات تنگ شده....
مرا سر در گریبان کرده امشب
غم وفریاد من از این و ان نیست
دلم یاد رفیقان کرده امشب....
زندگي چه سوت و كوره وقتي جاده بي عبوره
وقتي كه راه رسيدن به ستاره خيلي دوره
جاي پات به روي قلبم هنوزم تازگي داره
باورم نميشه ميگن كه ديگه دوست نداره
ياس من خبر نداري كه شبا تا صبح بيدارم
واسه بارون نگاهم ابر يادتو مي بارم
تو خودت گفتي كه چشمات منو تا هميشه ميخواد
حالا نازنين عاشق چرا خواستي برم از ياد؟
من كه بي وفا نبودم من كه عاشق تو بودم
من كه تو تمام شعرام حس چشماتو سرودم
ميگي بر ميگردي اما من كه باورم نميشه
وقتي برگشتي تو باشي يار من تا به هميشه
اشك چشماتم دروغه تو خودت اينو ميدوني
تو با اون سراب چشمات منو از خودت ميروني
به تو ميگم اگه نمي خوام تو رو هيچ وقتي ببينم
اما قلبت خوب ميدونه كه هنوز عاشقترينم.

((عشق واقعی))
چشمای مغرورش هیچوقت از یادم نمیره .
رنگ چشاش آبی بود .
رنگ آسمونی که ظهر تابستون داره . داغ داغ…
وقتی موهای طلاییشو شونه می کرد دوست داشتم دستامو زیر موهاش بگیرم
مبادا که یه تار مو از سرش کم بشه .
دوستش داشتم .
لباش همیشه سرخ بود .
مثل گل سرخ حیاط . مثل یه غنچه …
وقتی می خندید و دندونای سفیدش بیرون می زد اونقدرمعصوم و دوست داشتنی می شد که اشک توی چشمام جمع میشد.
دوست داشتم فقط بهش نگاه کنم .
دیوونم کرده بود .
اونم دیوونه بود .
مثل بچه ها هر کاری می خواست می کرد .
دوست داشت من به لباش روژ لب بمالم .
می دونست وقتی نگام می کنه دستام می لرزه .
اونوقت دور لباش هم قرمز می شد .
بعد می خندید . می خندید و…
منم اشک تو چشام جمع میشد .
صدای خنده اش آهنگ خاصی داشت .
قدش یه کم از من کوتاه تر بود .
وقتی می خواست بوسش کنم ٫
چشماشو میبست ٫
سرشو بالا می گرفت ٫
لباشو غنچه می کرد ٫
دستاشو پشت سرش می گرفت و منتظر می موند .
من نگاش می کردم .
اونقدر نگاش می کردم تا چشاشو باز می کرد .
تا می خواست لباشو باز کنه و حرفی بزنه ٫
لبامو می ذاشتم روی لبش .
داغ بود .
وقتی می گم داغ بود یعنی خیلی داغ بود .
می سوختم .
همه تنم می سوخت .
دوست داشت لباشو گاز بگیرم .
من دلم نمیومد .
اون لبامو گاز می گرفت .
چشاش مثل یه چشمه زلال بود ٫صاف و ساده …
وقتی در گوشش آروم زمزمه می کردم : دوستت دارم ٫
نخودی می خندید و گوشمو لیس می زد .
شبا سرشو می ذاشت رو سینمو صدای قلبمو گوش می داد .
من هم موهاشو نوازش میکردم .
عطر موهاش هیچوقت از یادم نمیره .
شبای زمستون آغوشش از هر جایی گرم تر بود .
دوست داشت وقتی بغلش می کردم فشارش بدم ٫
لباشو می ذاشت روی بازوم و می مکید٫
جاش که قرمز می شد می گفت :
هر وقت دلت برام تنگ شد٫ اینجا رو بوس کن .
منم روزی صد بار بازومو بوس می کردم .
تا یک هفته جاش می موند .
معاشقه من و اون همیشه طولانی بود .
تموم زندگیمون معاشقه بود .
نقطه نقطه بدنش برام تازه گی داشت .
همیشه بعد از اینکه کلی برام میرقصید و خسته می شد ٫
میومد و روی پام میشست .
سینه هاش آروم بالا و پایین می رفت .
دستمو می گرفت و می ذاشت روی قلبش ٫
می گفت : میدونی قلبم چی می گه ؟
می گفتم : نه
می گفت : میگه لاو لاو ٫ لاو لاو …
بعد می خندید . می خندید ….
منم اشک تو چشام جمع می شد .
اندامش اونقدر متناسب بود که هر دختری حسرتشو بخوره .
وقتی لخت جلوم وامیستاد ٫ صدای قلبمو می شنیدم .
با شیطنت نگام می کرد .
پستی و بلندی های بدنش بی نظیر بود .
مثل مجسمه مرمر ونوس .
تا نزدیکش می شدم از دستم فرار می کرد .
مثل بچه ها .
قایم می شد ٫ جیغ می زد ٫ می پرید ٫ می خندید …
وقتی می گرفتمش گازم می گرفت .
بعد یهو آروم می شد .
به چشام نگاه می کرد .
اصلا حالی به حالیم می کرد .
دیوونه دیوونه …
چشاشو می بست و لباشو میاورد جلو .
لباش همیشه شیرین بود .
مثل عسل …
بیشتر شبا تا صبح بیدار بودم .
نمی خواستم این فرصت ها رو از دست بدم .
می خواستم فقط نگاش کنم .
هیچ چیزبرام مهم نبود .
فقط اون …
من می دونستم (( بهار )) سرطان داره .
خودش نمی دونست .
نمی خواستم شادیشو ازش بگیرم .
تا اینکه بلاخره بعد از یکسال سرطان علایم خودشو نشون داد .
بهار پژمرد .
هیچکس حال منو نمی فهمید .
دو هفته کنارش بودم و اشک می ریختم .
یه روز صبح از خواب بیدار شد ٫
دستموگرفت ٫
آروم برد روی قلبش ٫
گفت : می دونی قلبم چی می گه؟
بعد چشاشو بست.
تنش سرد بود .
دستمو روی سینه اش فشار دادم .
هیچ تپشی نبود .
داد زدم : خدا …
بهارمرده بود .
من هیچی نفهمیدم .
ولو شدم رو زمین .
هیچی نفهمیدم .
هیچکس نمی فهمه من چی میگم .
هنوز صدای خنده هاش تو گوشم می پیچه ٫
هنوزم اشک توی چشام جمع می شه ٫
هنوزم دیوونه ام.
وقتی که حس عشق نسبت به کسی در ما شکل می گیره کاملتر و کاملتر میشه و با کاملتر شدنش، از داغ بودنش کمتر میشه ولی عشق عمیقتر میشه .
عجیبه که در جایگاه اصلی حس عشق و عاطفه که در مغز ما هست هم این تکامل عملا انجام میشه. اوایل رابطه ، سطح مغز درعواطف ما نقش داره و بعد با عمیقتر شدن احساس ما جالبه که قسمتهای داخلی و عمیق مغز درگیرعاطفه میشن، یعنی منطقه سنترال لوب که داخل مغز در مرکزشه و شکل نعل اسبه .
نتیجه چند آزمایش که نشون میده در ملاقات اول چه چیزهائی باعث میشه که بگیم بیقرار یا الفرار . . .
اصولا بین ۹۰ ثانیه تا ۴ دقیقه بیشتر طول نمی کشه که قلبا حس کنیم که از یکی خوشمون می یاد یا نه ؟
در این مدت زمان کوتاه نتیجه این است که:
۵۵ درصد حرکات یکنفر باعث جذب یا فرار ما میشه.
۳۸ درصد، تن صدا و سرعت حرف زدن.
و۷ درصد محتوای صحبت ها می تونه تأثیر مثبت یا منفی بگذاره.
تأثیر کارساز نگاه
روانشناس نیویورکی پروفسور آرتور آرون که در مورد ” عاشق شدن” تحقیق میکنه، به این نتیحه رسیده که نگاه تأثیر کارسازی در عاشق شدن داره .
این پروفسور از دوغریبه خواست که تما م رازهای زندگیشون رو برای همدیگه تعریف کنن. این مرحله از آزمایش چهارساعت و نیم طول کشید .
بعد پروفسور ازشون خواست که به مدت ۴ دقیقه به چشمهای هم زل بزنن. بعد از چند بار تکرار این آزمایش با افراد متفاوت خیلی از زوجها اعتراف کردن که شدیدا به طرف مقابلشون جذب شده بودن. حتی دو تا از اون غریبه ها بعدا با هم عروسی کردن.
اصولا وقتی که ما از لحاظ جنسی ذوق زده میشیم چشمهامون بزرگتر میشه.
هورمون هایی که در مراحل عاشق شدن دست دارن
مرحله اول: کشش جنسی یا شهوت
هوس و خواستن که عاملشون هورمونهای مردانه تستوسترون و هورمون زنانه استروژن هستند.
این هورمونها هستند که باعث میشن آدم دنبال جنس مخالف بره ..
مرحله دوم: دل باختن
از این مرحله است که واقعأ عشق پا می گیره . د راین مرحله است که آدم نمی تونه به چیز دیگه ای جز معشوقش فکر کنه. از علامات این مرحله از دست رفتن اشتها و بی خوابی هستش چون بیشتر سعی فرد اینه که ساعات روز رو به طرف مقابل فکر کنه . در مرحله جذ ب، گروهی از سلولهای عصبی ما یعنی نیورو ترنزمیترها که اسمشون ” مونو آمینوز” هستش نقش مهمی رو بازی میکنن .
دوپامین نوعی ماده شیمیایی که از مغز تولید میشه. نوره پاین فرین Norepinephrine یا همین آدرنالین که باعث میشه عرق کنیم و قلبمون سریع بزنه .
سروتونین : یکی از مهمترین مواد شیمیائی عشقه و اون چیزیه که ممکنه موقتا ما رو دیوونه کنه .
مرحله سوم: دل بستن
این سومین مرحله عشق و درازمدت ترینش. البته اگر یک رابطه بخواد ادامه پیدا کنه وارد این مرحله خواهد شد .این مرحله از عشق که ماندنیه مراحل قبلی کوتاه مدتن. علتش هم اینه که دو مرحله اول عشق هوس و جذب آدم رو از کار و زندگی میندازه برای همین قرار نیست که دائمی باشه چونکه از دید طبیعت باعث نابودی شخص میشه .
این احساسه که زوجها رو به هم متعهد می کنه و باعث میشه با هم بمونن. هورمونهایی که در این مرحله بوسیله سیستم عصبی آزاد میشه. هورمونهایی که باعث میشه دو نفر بهم وفادار بمونن .
اوکسیتوسین: این هورمون ماده شیمیایی هستش که غده هیپوتالاموس ترشحش میکنه. این هورمون کمک میکنه که رابطه پایدار بشه. این هورمون زمان بارداری هم در خانمها تولید میشه که به ساخته شدن شیر کمک میکنه و حس تعلق مادر و فرزند رو قوت میبخشه . در عین حال این هورمونی که در زمان آمیزش در مغز ترشح میشه و حس تعلق رو در دو نفر تشدید میکنه .
واسوپرسین: هورمونی که در رابطه دراز مدت در دو نفر تولید میشه این هورمون فعالیتهای کلیه رو کنترل میکنه و حس ایثار رو درفرد مقابل ایجاد میکنه .
چرا اصلا انسان احتیاج به یک همدم از جنس مخالف داره ؟
آیا یک الگوی همگانی برای زن ایده ال و مرده ایده ال هست ؟
تو انتخاب طرف مقابلمون چه چیزهایی نقش دارن ؟
زمانی که یک نفر رو به عنوان زوجمون انتخاب می کنیم، گویا اول ناخودآگاهانه کسی رو انتخاب می کنیم که از نظر ژنتیکی شبیه به خودمون باشه.
عجیبه که گویی ظاهر یک شخص تا حدی میتونه گویای ساختمان ژنتیکی اون فرد باشه. مثلا چهره هایی که طرف چپ و راست صورتشون قرینه نیستند، بیشتر احتمال داره که دارای مشکلات ژنتیکی و مادرزادی باشند.
دراین زمینه مطالعاتی که شده نشون میده مردها، بخصوص دنبال زنهایی می گردن که دو طرف صورتشون با هم قرینه است .
باز به نظر میاد که مردهاغیر از قرینگی صورت، به شکل اندام جنس مخالف هم ناخوداگانه توجه میکنن. مطالعات نشون داده که مردها بیشتر جذب خانمهایی میشن که تناسب قطر کمر به پهنای باسنشون ۰/۷ هستش. این رو می تونین با تقسیم اندازه کمر به اندازه باسنتون حساب کنین .
شاید علت این نوع سلیقه مشترک در جنس مرد، از اونجایی ریشه گرفته که وقتی زنها وارد سنین بالاتر میشن دور کمرشون چربی جمع میشه و کمرشون پهنتر میشه. بنابراین تناسب ”هفت دهم” به هم میخوره و ناخوداگاه این تصور رو در ذهن مردها ایجاد میکنه که این زن دیگه بارور نیست .
برای اینکه از نگرانی در بیان این رو هم بدونین که ” تناسب هفت دهم در زن چاق یا لاغر فرق نمی کنه و یکسانه.
ولی مسئله انتخاب زوج زنها با مردها خیلی فرق میکنه برای زنها قرینگی صورت مرد زیاد مهم نیست. ولی چیزی که مهم بنظر میاد توانایی مرد در فراهم کردن غذا و نگهداری از بچه های آیندشون نقش مهمتری رو بازی میکنه تا که ظاهرشون .
مردهای پولدار یا قدرتمند، چه از نظر جسمی و چه از نظر موقعیت مالی واجتماعی، همونقدر بین خانمها طرفدار دارن که لئوناردو دوکاپریو در فیلم تایتانیک!؟
تحقیقات نشون داده که ما کسی رو ترجیح میدیم که به خودمون شباهت داشته باشه و یک نسبتی هم بین این اجزای بدن در زوجها هست. بین اندازه ریه ها، بلندی انگشت وسط دست، درازای لاله گوش .و اندازه کلی گوش ها. قطر گردن و مچ دست و میزان سوخت و ساز بد
/67l06f3f2kch7zdxb9gg%5B1%5D.jpg)
كاش به خوابم بيايي، با شيشه اي پر از عطر شيرين عشق.من ستاره هاي نقره اي را از دست داده ام . من خورشيد را در پيچ وخم يك كوچه ي تاريك گم كرده ام . كاش صدايم كني تا از اين خواب هزاره برخيزم و اتاقم به رنگ بهار شود و دفتر هاي كهنه ام بوي شعر بگيرند. من همه ي فرشته هايي كه در خواب ديده بودم از ياد برده ام.
باور كن فرسنگها از((نيروانا)) دور افتاده ام و سالهاست كه نميتوانم خود را در ايينه ي هيچ رودي نگاه كنم.من به عصايي تكيه داده ام كه هرگز شكوفه نخواهد داد .
ديشب گريه هاي كودكي ام را به خواب ديدم و پروانه هايي را كه بالهايشان از گل سرخ بود و مترسكي مهربان كه در انتهاي مزرعه مرا بوسيد.
بارها گفته ام جهنم يعني جدايي.
كاش ميتوانستم بگويم به قدر اسمانها و به اندازه ي زيبايي بهشت دوستت دارم.
كاش هر روز صبح بالاي بلندترين قله مي ايستادم و به تو سلام ميگفتم.
در خلوت ليمويي خود به من فكر كن! عبور رودخانه ها از قلبم هنوز تماشايي است .
هنوز صداي خيس باران را از ترانه هايم ميتواني بشنوي.
كاش به خوابم بيايي و در گوشم از عشق گمشده ات نجوا كني
كا ش به خوابم بيايي و فقط لحظه اي مرا در اغوش گرم عشق خود گيري
كاش.................